یکشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸۳

 

 

سلام :)

بنده اصولا به وبلاگم سر نميزنم اما يکی از دوستان مراجعه کننده ماهها پيش چند مطلب نوشته بودند که هميشه ميخواستم پاسخ ايشان را مرقوم دارم که الحمدلله امروز زمان و حوصله ای جور شد :)

ايشان اينگونه شروع کرده اند :

۱) آيا جمهوری اسلامی اين است که از ۸ ساعت کار روزانه ۲۰ دقيقه کار کنيم وليکن ژاپنی های کافر ۷:۴۵؟؟

با عرض سلام مجدد به حضرتعالی ،

پاسخ اين که خير اين جمهوری اسلامی نيست و همانطور که احتمالا ايشان هم بدانند تعهد و التزام به کار يکی از مواردی است که برای کسب حلال در اسلام بر آن تاکيد شده و متاسفانه بسياری در جامعه امروز ايران نان حرام می خورند . جمهوری اسلامی جای اين را دارد که بر اين مساله پردازش کند و آن را از بين ببرد ، اين چيزی است که در کشورهای عقب نگاه داشته شده جهان سوم معضل است و قبل از اينکه جمهوری اسلامی بيايد همين و شايد بدتر از اين بود .

۲) آيا جمهوری اسلامی يعنی زنان با اين طرز سر کردن روسری آبروی اسلام را ببرند؟

به اعتقاد من زنان بدحجاب با بدحجابی يا بی حجابی خود ، خود را مخالف و غير متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی نشان می دهند . و اين آبروی آنهاست که می رود .

۳)آيا ما از مسولين فرانسه از جهت منع حجاب اسلامی در مدارس انتقاد میکنیم کما اینکه خود حجاب اسلامی را به غیر مسلمانان در ایران تحمیل میکنیم؟

ما هيچوقت ادعای آزادی پوشش نکرده ايم و انتقاد بر سر اين است که آنها که اينهمه ادعای آزادی پوشش و دين کردند و با آن گوش دنيا را کر کردند چطور به اينجا رساندند ؟ ما دروغگوئی آنها را اينجا آشکار می کنيم وگرنه ما از همان اول انقلاب صادقانه گفتيم حجاب لازم است و معلوم است اين يک نفی آزادی لجام گسيخته است .

۴) آیا جمهوری اسلامی یعنی شهرام جزایری و امثالش؟

اگر همه آنها محاکمه می شدند و مثل جزايری در زندان بودند و پولهای دزديشان استرداد می شد که بد نبود .

اگر ضعف وجود دارد ، بايد حل شود ، اساس جمهوری اسلامی که اصلا برای مستضعفين  است بسيار کمک می کند و مزاحم نيست . پس اينها را نمی توان به اسم اصل جمهوری اسلامی جا زد .

 

 ۵) آیا جمهوری اسلامی یعنی کسی که سیکل هم ندارد با پارتی بازی رییس اداره X شود؟ و.....و....و......؟

نه اين هم اگر صورت پذيرد يک تخلف است ... گرچه می توانيد مسئوولين فعلی را با اين ادعا مقايسه کنيد که نادرستی ادعايتان را ثابت می کند . گرچه ممکن است شما کسی را ديده باشيد ...

 

اميدوارم از روی تعصب جواب ندهيد. من نيز خود مسلمان هستم و معتقد . پس بياييد حداقل با يکديگر روراست باشيم.

انقلاب اسلامی يک جهش جديد اسلامی و احيا کننده اسلام است . همانطور که شما نيز به مسلمانی خود اعتراف داريد اگر هر يک از موارد فوق که شما ارسال کرده ايد با اسلام و اصول و قانون اساسی جمهوری اسلامی همخوانی داشته باشد  ، حق داريد که به جمهوری اسلامی اشکال بگيريد ، و شما هميشه حق داريد قانون اساسی را طلب کنيد ... و الا چشباندن اشکالات به چيزی که خود شما نيز می دانيد ناشی از اسلام و انقلاب و جمهوری اسلامی نيست و قبل از اين حرفها هم در جامعه ما وجود داشته و حل نشده منطقی نيست . بنده تصور می کنم اگر فقط به اسلام فکر کنيم مشترکات زيادی می توانيم با جمهوری اسلامی پيدا کنيم و در حل مشکل ياری کنيم و دوستان نادان و دشمنان نادانش را از ميان بر داريم .

 

موفق باشيد

 

 

سيد احمد موسوي, ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ
 


سه‌شنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٢

 

 

 

سيد احمد موسوي, ٢:٠۱ ‎ب.ظ
 


شنبه ۸ آذر ،۱۳۸٢

 

 

بنده این مطلب رو مجددا از وبلاگ راز صفا برداشتم :)

دوست ندارم مطالب ديگرون رو بدزدم ولي بعضي نوشته ها اونقدر قشنگند كه حيفه فقط يه جا باشند. اين يكي از اونهاست به نقل از وبلاگ سايه سياه .

كوله‌پشتي‌اش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد؛ و گفت:

تا كوله‌ام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.

نهالي رنجور و كوچك كنار راه ايستاده بود.

مسافر با خنده‌اي رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جاده بودن و نرفتن. و درخت زير لب گفت: ولي تلخ‌تر آن است كه بروي و بي ‌رهاورد برگردي. كاش مي‌دانستي آن‌ چه در جست‌وجوي آني، همين جاست.

مسافر رفت و گفت: يك درخت از راه چه مي‌داند، پاهايش در گل است. او هيچ‌گاه لذت جست‌وجو را نخواهد يافت.

و نشنيد كه درخت گفت: اما من جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام و سفرم را كسي نخواهد ديد. جز آن كه بايد.

مسافر رفت و كوله‌اش سنگين بود.

هزار سال گذشت. هزار سالِ پر خم و پيچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و نااميد. خدا را نيافته بود، اما غرورش را گم كرده بود. به ابتداي جاده رسيد. جاده‌اي كه روزي از آن آغاز كرده بود.

درختي هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده بود. زير سايه‌اش نشست تا لختي بياسايد. مسافر درخت را به ياد نياورد. اما درخت او را مي‌شناخت. درخت گفت: سلام مسافر، در كوله‌ات چه داري، مرا هم مهمان كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام خالي است و هيچ چيز ندارم.

درخت گفت: چه خوب، وقتي هيچ چيز نداري، همه چيز داري. اما آن روز كه مي‌رفتي، در كوله‌ات همه چيز داشتي، غرور كمترينش بود، جاده آن را از تو گرفت. حالا در كوله‌ات جا براي خدا هست. و قدري از حقيقت را در كوله مسافر ريخت. دست‌هاي مسافر از اشراق پر شد و چشم‌هايش از حيرت درخشيد و گفت: هزار سال رفتم و پيدا نكردم و تو نرفته اين همه يافتي!

درخت گفت: زيرا تو در جاده رفتي و من در خودم. و نور ديدن خود، دشوارتر از نور ديدن جاده‌هاست.

 

سيد احمد موسوي, ٥:٢٠ ‎ب.ظ
 


شنبه ۸ آذر ،۱۳۸٢

 

 

سلام
اين کتابي هست که قبلا عرض کردم ... دفعه پيش با مشقت فراوان قسمت عمده مقدمه اون رو تايپ کردم ، اما نشد ... و پرشين بلاگ اشکال فني داشت . اگر مجددا وقت شد ، تکرار خواهم کرد .

سازمانهای یهودی و صهیونیستی در ایران
اينجا کليک کنيد بزرگش را می بينيد
کتاب فوق ، عموما مستندات و حقايقي است در مورد نفوذ رژيم صهيونيستي و يهوديان در دربار شاه ايران و مجاري حياتي مملکتمان و سرسپردگي سران آنزمان و فرار دادن سرمايه هاي اين مملکت به فلسطين اشغالي که فکر مي کنم هر خواننده اي با خواندن صفحات اين کتاب قدر جمهوري اسلامي فعلي و انقلاب اسلامي را خواهد دانست .
موفق و پيروز باشيد ...

سيد احمد موسوي, ٥:۱٢ ‎ب.ظ
 


دوشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٢

انقلاب اسلامی - شکست صهيونيسم در ايران

 

سيد احمد موسوي, ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ
 


شنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٢

 

 

سلام :)
سايت ايران کلابز که هک شده است و ظاهرا جمعی از بچه مسلمانهای ايرانی که با سطحی فراتر از سطح سوهو و لاس وگاس بحث می کنند برای مخالفان آن سايت قابل تحمل نبود و شعار آزادی بيان و دموکراسی هم که مثل هميشه تپيد !‌

سايتهای مشابه که بوی تعفنشان تا هزار همسايه می رود ( که بعضا سرورهای يکی دارند و مطمئنا نرم افزارهای يکسان ) ، ظاهرا محض تکثر پابرجا مانده اند .  

از آن که بگذريم بنده نيز مشغول تغيير جا و توسعه کار خود بودم و فرصتی برای آمدن به اينترنت نداشتم :)‌ حالا کمی استقرار يافتم و با اينکه خيلی شلوغم اميدوارم بيشتر بتوانم سر بزنم .

در اين مدت يک کتاب خوب با نام تقريبی ( سازمانهای صهيونيستی در ايران ) بدستم رسيد که کتاب بسيار خوبيست و حقانيت جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی و ارزش و اهميت آن را برای رهپويان حق بخوبی اثبات می کند .

انشالله با عکس و مشخصات ، برای شما تکه هائی از آن را نقل خواهم کرد .

يا حق .
به اميد پيروزی هر چه سريعتر امت اسلام بر صهيونيسم .

 

 

سيد احمد موسوي, ٧:۳٥ ‎ب.ظ
 


پنجشنبه ۱٦ امرداد ،۱۳۸٢

 

 

متن ذيل قسمتی از بحثی جاری در باشگاه جوانان ايرانی است ،‌ می توانيد بحثهای ديگرش را در آدرس ذيل مطالعه بفرمائيد :
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?s=&threadid=1387&perpage=15&pagenumber=1

 

بسم الله الرحمن الرحيم

از سالهاي بسيار دور ايران مهد تمدن و فرهنگ اسلامي بود است ، و اين مردم مسلمان ايران بوده اند كه فرهنگ اسلامي را با جان و دل پذيرفته و آن را در آغوش خويش پرورش و توسعه داده اند .

سران پول پرست و عياش ارباب رعيتي ايران كه مملكت را ارث پدرانشان مي دانسته اند و مردم را نوكران خود ، از آنزمان كه نوكري روسيه را آغاز نمودند و بعد انگليس و بعد از آن صهيونيسم و آمريكا ، اين ملت مسلمان تحت تهاجم حملات سازمان يافته آن نوكران ارباب قرار گرفته است.

هر آنچه كه بوده است ، سركوب اسلاميت و دين و عزت مردم ، براي غارت منابع سرشار سرزمينشان ، و تسلط و جهانخواري سران استعمار و استكبار رقم خورده است . از پشتيباني و پرورش فرقه ضاله بهائيت ، تا كشيدن چادر از سر مادران ما تا عقد قراردادهاي ننگين كه دار و ندار سرزمينمان ايران را به باد مي داد و تا كشتارهاي متعدد استقلال و آزادي طلبان كه منش و بينش آن بزرگوران عموما بر اساس اصول اسلام عزيز بوده است سالهاي ننگيني را بر تاريخ عزت مدار ايران رقم زده است .

مبارزه با اين استعمار از دليران تنگستان و نهضت سربداران گرفته تا نهضت ميرزا كوچك خان و در همه اين سالها نهضت روحانيون ايران تا به پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشته است . نه يك كشته ... و نه دو كشته ... كه هزاران كشته براي رهائي از بردگي دشمنان ايران اسلامي جان خود را فدا كردند تا تحولي همچون انقلاب اسلامي حاصل شود و اين انقلاب با پشتوانه مردمي گرانقدر و لطف خداوند متعال پيروز شد ... و چه انقلاب زيبائي كه تمدن بزرگ ايران زمين را به عزت تاريخي خود بازگرداند و نقطه عطف انسانيت ... استقلال ، آزادي و انسانيت نمود .

و چه كسي است كه نداند تفكري اينچنين جديد و متعالي در قرن بيستم چطور كاخهاي استبداد صهيونيسم جهاني را به لرزه در آورده است ...

چه كسي است كه نداند براي سرنگوني اين انقلاب عزيز ، آن استبداد دون مايه چه جنايتهائي بر عليه اين انقلاب و مردم عزيز ايران مرتكب نشده است . از برنامه ريزي كودتا تا تحميل جنگ خانمانسوز ، تا ترور اكثر متفكرين اين انقلاب و تحريمهاي همه جانبه اقتصادي و اجتماعي و سياسي ، تا حمله رواني و فرهنگي با همه ابزار دون مايگي دروغ و شايعه ادامه داشته است.

از همان سالهاي دور نيز حركتي با نام صهيونيسم ، با منش توجيه وسيله براي هدف و با عقايدي جاهلي و نژاد پرستي اصولگرايانه بر اساس خرافات تلمودي براي تسلط بر دنيائي كه آن را از آن خود مي داند و غير يهود را گوسفنداني كه به احترام بني اسرائيل انسان نما شده اند ، فارغ از ساده ترين تامل در مطالعه تاريخ برنامه ريزي كرد ... و امروز تا حدود بسيار زيادي موفق شد. اين حركت براي تسلط بر دنيا از هرگونه ابزار كودتا و تطميع و خريد سران ملتهاي ديگر فرو نگذاشت و با تمام ابزار رسانه اي و تكنولوژيكي كه با اختيار گرفتن نبوغ دنيا حاصل نموده است دريغ نكرده است و براي نيل به اهداف خود نيز از هيچ عمل غير اخلاقي نيز چشم نمي پوشد . و طبيعيست كه حركتي همچون انقلاب اسلامي را در مقابل خود نپذيرفته و نيز با آن مبارزه مي كند . اين حقيقتي است كه اغواشدگان يا مستخدمين اين حركت همه جانبه سعي مي كنند آن را در گوشه اي بدون توجه محفوظ بدارند و براي فراغت ملل مختلف از اين حركت ، از سكس و قهرمان پروري تا جنجالها و نزاعهاي داخلي ملل مختلف استفاده مي كنند ، تا در نهايت نفوذ خود را مستحكم كنند .


بر خلاف حكومتهاي مستخدم صهيونيسم ، حكومت فعلي جمهوري اسلامي از پشتوانه عظيم مردمي برخوردار است و بر خلاف رژيمهاي پيشين اين حكومت اشتراكات زيادي با روش و منش مردم دارد . جناب (فريدام) ابدا متوجه اين اشتراك نيست ، و نميداند در صورتيكه كه حكومتي كه مد نظر ايشان است ، اين اشتراكات مهم را نداشته باشد ، به همان سرنوشت رژيمهاي پيش از انقلاب دچار خواهد شد . شايد ايشان نيم نگاهي به وضعيت جوانان امروز داشته باشند ، اما من به ايشان قول مي دهم اين جوانان همينطور كه هستند در آينده نيز از منافع اسلام دفاع خواهند كرد . جوانان امروز رفتار خود را متناقض با اسلام نمي دانند ... و اگر مي دانستند ، مطمئن باشيد از آن پرهيز مي كردند .
بهرحال بايد مي آمديد و مي ديديد در 22 بهمن سال 80 فقط بخاطر يك جمله بوش ملعون چگونه از ميدان آزادي ، به چهار جهت مملو از جمعيت بود ... شما در خيالات خود اين جمعيت را فرمايشي يا بيهوده مي دانيد. اما كمتر حكومتيست كه اينگونه پشتوانه براي بقا داشته باشد . مي توانيد اوضاع حمله منافقين به مرزهاي ايران را به ياد بياوريد كه وضع داخلي بسيار بحراني وجنجالي بود ... و مي توانيد به ياد آوريد كه چگونه صحراهاي منتهي به مرز مملو از جمعيت شد ... اينها شرايطي است كه شما پيش بيني نمي كنيد و وقتي اتفاق مي افتند براي شما آنقدر شك است كه بزودي زود آن را از ياد مي بريد .

حكومتي كه مد نظر ايشان است ، حكومتي بر اساس دموكراسي غربي كه هيتلر و شارون را به بشر عرضه كرد و ليبرال دموكراسي غربي كه دولتهاي متعدد آمريكا كه جنايات متعددي را در تجاوز به ديگران به ارمغان (!!) آورده اند .

حكومت جدا از دين مد نظر ايشان ، اجازه هر عملي بر عليه دين را قانوني مي شناسد ، و خيلي خوشحال خواهد شد كه ديني در كار نباشد . خيلي خوشحال خواهد شد كه روحانيوني كه هميشه باعث نجات اين مملكت از نفوذ استكبار صهيونيستي بوده اند ، ديگر كارائي نداشته باشند و خيلي خوشحال خواهد شد منابع را در اختيار اربابان صهيونيستيش قرار دهد .

يكي از هم قطاران ايشان مي گفت ، سياست چيز كثيفي است دين مقدس است و پاك ، نبايد دين را وارد سياست كنيم . ! من سوال كردم ، پس شما راضي مي شويد كه كثافت بر ما حكومت كند ... كه البته جوابي نبود . و البته ما كه سياست را جزوي از دين مي دانيم معتقديم پاكي دين خدشه ناپذير است و بصراحت و شفاف و صادق و طبق دين بايد عمل نمود ... و هيچ هدف غير اخلاقي نمي تواند هدفمان را توجيه كند .

حكومت مد نظر ايشان رسما و خيلي قانوني مردم را عده اي خدمتگذار به اهداف سرمايه داراني كه در انتخاباتي فرمايشي و تحت فشار جنگهاي رواني ناشي از رسانه هاي فراوان تحت كنترل همان سرمايه داران روي كار مي آيند هستند. هيچ نظارت اخلاقي و انساني بر سران اين نوع حكومت نيست و هرچه كه مي خواهند مي كنند ... رسانه اي كه مخالف اين نوع حكومت باشد توسط همان اربابان سرمايه بدون اعتبار مانده و توان سر بر آوردن ندارد ... مخالفين سياسي در آن نوع حكومت براحتي و باتهامهاي دروغين بازداشت مي شوند و بطور خلاصه هيچ نوع مخالفي توان سربر آوردن در مقابل سيستم حكومتي را ندارد . دوستي اين نوع حكومت را با نام ( دموكلاشي ) ياد مي كرد ... همانطور كه همه ما نمونه اي از آن نوع حكومت را با نام آمريكا مي شناسيم و همه ما نيز اي جنايتهاي آن آگاه هستيم . تا زماني كه كشوري آرام و يكدست وجود داشته باشد ... فيلم آزادي بيان اجرا مي شود و بمحض اينكه مشكلاتي بمراتب كوچكتر از مشكلاتي كه براي نظام ما وجود دارد ، در آن نظامها پديد مي آيد ، با ايجاد نامهائي همچون تروريسم و اتهامهاي دروغين آنچناني سعي در خفه كردن مخالفان مي شود .... اين نوع حكومت اصولا بر اساس ( هالو ) فرض كردن مردم مي چرخد و اكثريت مطلق مردم جز خورد و خوراك و عيش و نوش خود كه معمولا تامين است ، به فكر ديگر نيازهاي انساني خود نيستند .

و اين در حالي است كه در جمهوري اسلامي مستخدمين همان حركت كنترل روزنامه هاي داخلي ما را بعهده مي گيرند ... (بعنوان مثال پورزند) بر ضد امنيت ملي دروغ و شايعه اشاعه مي دهند و تا مرز چاپ اسناد طبقه بندي شده پيش مي روند ، و آنگاه كه جلوي اين عمل آنها گرفته مي شود بطور مضحكي فرياد آزادي بيان از سوي آن دشمنان آزادي بيان سروده مي شود .

اين در حالي است كه مردم ما تماما در آينده خود تصميم گيرنده و در جريان هستند و سيستم امنيتي حكومت آنقدر باز هست كه مردم براحتي مخالف تبليغات رسمي حكومت راي مي دهند .

مخالفان اين حكومت حتي به رسانه هاي رسمي اين كشور اعتراض دارند و مدام به آنها حمله مي كنند ... در حاليكه اين يك مطلب بسيار عادي در هر حكومتي است .


مخالفان اين انقلاب و حكومت ، بسيار از ايجاد تشنج و نزاع و ايجاد شكاف بين ملت عزيز ايران ، مسرور مي شوند ... و به شدت اخبار اين نزاع را پي مي گيرند و گسترش مي دهند . و اين چيزي نيست جز دشمني با ملت ايران . آنها فكر مي كنند كه اگر ملت آمريكا را هالو كرده اند ، ملت ايران نيز هالو است . صهيونيسم پس از گل آلود كردن اوضاع يك مملكت ، با تحميل رفراندوم بر ملتهاي ديگر از همان آب گل آلود محصول خود ، ماهي مي گيرد و حكومت را از آن خود مي كنند ... و جناب فريدام بدون توجه به شرايط قانون اساسي موجود كه وفاق ملي را پيش شرط هر نوع رفراندومي دانسته است ، سعي در هر چه گل آلود تر كردن اوضاع و آماده براي ماهيگيري نموده اند ... و اين در حاليست كه حكومتي كه ايشان مد نظر دارند ، بدون دين است و مردم ما دين اسلامي دارند كه عمل به دين را در حكومت واجب مي داند .

(نقل قول :)
پروتكل شماره 3 صهيونيستها :

< در ميان توده ي مردم ، حسد ، نفرت ، زياده خواهي ايجاد مي كنيم ، تا از خشم مردم استفاده كرده ، و همه موانعي كه بر سر راهمان قرار دارد را با دستهاي آنان ريشه كن سازيم >

پروتكل شماره 9 صهيونسيتها :
<مردمي با نظرات و عقايد متفاوت ، سلطنت طلبان ، عوام فريبان ، سوسياليستها ، كمونيستها و ساير طرفداران مدينه ي فاضله در اختيار ما قرار دارند ، ما همه آنها را به كار گماشته ايم ، هر يك از آنان از ديد خود در حال از ميدان بردن آخرين بقاي قدرت و اقتدار بوده و مي كوشد نظم موجود را واژگون سازد ، همه حكومتها از اين گونه حركتها و جريانها در عذاب است اما آنان را تا زماني كه ابر حكومت ما را به رسميت نشناسند ، آسوده نخواهيم گذاشت >



و من مي دانم اين وسط ( فريدام ) يا ( آبي خاكي ) يا .... چه كاره است

 

سيد احمد موسوي, ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ
 


دوشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٢

محلی جالب برای بحث و تبادل نظر

 

سلام
سايت ايران کلابز با نام باشگاه جوانان ايرانی هم سايت بسيار خوبی است که بنده از بحثها و بچه های آن لذت می برم و در آنجا بيش از اين وبلاگ فعاليت دارم :)

www.iranclubs.org
موفق باشيد

 

سيد احمد موسوي, ٤:٢٧ ‎ب.ظ
 


دوشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٢

والاحضرت

 

خدمت اعليحضرت موشه كاساو


اي آقاي من ، ما به شما اميد داريم ، چرا اينقدر به ما بي لطفي مي كنيد . اين بي لطفي هاي شما آخر ما را به فنا مي دهد . ما اينهمه هر سال در خدمت شما بوديم دربست . چرا ما را رحم نمي كنيد . ما و پدرمان و پدرانمان هميشه دستمال به دست پيشخدمت شما بودند . مگر ما نبوديم كه دانه دانه كارخانه هاي ايران را در اختيار شما قرار داديم و سرمايه هايمان در اختيار شما بود . مگر ما نبوديم كه ميخ شما را در اين سرزمين كورش كاشتيم تا شما دستتان باز باشد و هر كار خواستيد بكنيد . مگر ما نبوديم كه هموطنهايمان را از سگهاي شما پست تر دانستيم .

آقاي من خواهش مي كنم دستور بدهيد بودجه دهند ... اينهمه تلويزيون كم است ، مي خواهيم به مردم پول و وعده بدهيم و بگوئيم ما چقدر خوب بوديم و خوب هستيم ... تا آنها در رفراندومي كه مي خواهيم انجام دهيم به ما راي دهند ... مطمئن باشيد راي مي دهند اگر شما پشتيبانمان باشيد . آن دفعه پيش خيلي عجيب بود كه بعد از اين همه احترام كمتر از سگي كه ما والامقامان براي آنها قائل شديم همه آنها بيست سال پيش به امامشان راي دادند و ما را پرت كردند بيرون. حالا ما اين همه درد و رنج كشيده ايم به خاطر شما و اهداف والاي صهيونيستيان ... شما را به تلمود قسم كه ما را ساپورت بفرمائيد ... هر چقدر كه بخواهيد سواري مي دهيم ... فقط ما جز شما ديگر چه كسي داريم ... همين دو روز دنيا دلمان به شما خوش است ... اي به فداي شكم اقماريتان برويم .

اين نسل جوان وفادار است كه ما را نجات مي دهد ... ما بايد روي آنها سرمايه گذاري كنيم ... مگر نتانياهو نبود كه فرمان بمباران سكس را صادر كرد ... اين با همكاري ما بود كه هر سي دي پورنو در تهران شد صدتا تك تومان . كسي هم هيچكار نمي كند اگر كسي بخواهد مبارزه كند ما نفر زياد داريم تا تشويش كند و اوضاع مملكت را بهم بريزد . اين جوانها يك روز لخت مي آيند بيرون و شما را تائيد مي كنند ... و چه روز زيبائي خواهد بود كه در ميدان بزرگ آزادي بر سر عورتهايمان جشن بگيريم . چه افتخاري بهتر از سوسول پروري ... ما چقدر اين سوسولهايمان را دوست داريم ...

اين آخوندها خيلي عوضي هستند كه زير فرمان شما اعليحضرت نمي روند ... فكر مي كنند مي توانند در از دست دستورات شما فرار كنند . دويست سال است كه خودمان را جر داده ايم كه قرآن را فراموش كنند ... ولي نميشود كه نمي شود ... من هر چه به آنها مي گويم به قدرت بي انتهاي شما والا مقام ايمان نمي آورند ... اجازه بدهيد اين تكه باقي مانده از دنيا را خود من براي شما بازگشائي كنم . خود من در نيروگاه اتمي بمب مي گذارم و آن را براي شما نابود مي كنم . اصلا ما برق مي خواهيم چكار ... سايه شما بر سر ما افكنده باشد كافيست . مردم ما بيشتر از حلبي آبادهاي زمان اعليحضرت ايراني ما كه جانش به فداي شما اعليحضرت مقام اول باد لايق نيستند . ما گوئيم ها كه عددي نيستيم ، نژاد ما اين حرفها را لايق نيست . من ميدانم چقدر شما مي ترسيد كه ايران قوي شود ... نگران نباشيد ... تا ما هستيم ايران قوي نمي شود ... درست است كه 24 سال است كه زور ميزنيم و گير كرده است ولي عيب ندارد ... فوقش چندتا 24 سال ديگر طول مي كشد ... فقط نان ما يادتان نرود كه جلو بياندازيد . ايران قوي نمي شود ... اصلا لازم نيست قوي شود ... ايران عددي نيست كه استقلال داشته باشد ... فقط كمي از پول ماليات مردم آمريكا كافيست كه به ما بدهيد ... كمي هم ماهواره اضافه كنيد كه ديگر كسي نتواند كوچكترين حرفي بر عليه شما بزند .

ما هر چه زور مي زنيم كه مردم را بشورانيم نمي شود ... نميدانم چرا مردم مي ايستند و نگاه مي كنند ... مي ترسم اگر رفراندوم شود آنها باز هم به اسلام راي دهند ... آنوقت است كه بيست و چهار سال مي شود دويست و چهل سال . اين اصلا تقصير من نيست ... نميدانم چرا همه چيز شما برعكس است ... حمله مي كنيد گير مي كنيد و مستاصل مي شويد ... تحريم مي كنيد هشت درصد رشد اقتصادي مي شود .... رابطه قطع ميكنيد اروپا طرفدار ايران مي شود !!!!‌

نه من چيزي نگفتم ... شما فقط نان و زن ما را بدهيد بس است ... مگر نديديد چيزيزاده چقدر زن را دوست داشت كمي رحم كنيد اي والامقام بالا ! اينها اصلا الكي مي گويند كه سيستم شما غلط است اقتصاد سرمايه داريتان محكوم به مرگ است ... اصلا اين آمار هم كه خودتان در افول اقتصادي مي دهيد دروغ است ...بگذاريد ما مثل مستعمره بزرگ شما آمريكا شويم ... بگذاريد چهل درصد از كودكانمان نامعلوم الپدر باشند بگذاريد هر دو دقيقه يك تجاوز به عنف داشته باشيم ... رخصت بدهيد خانواده را از هم متلاشي كنيم .... بگذاريد همانها را در تهران پياده كنيم اي آقاي من ... فقط بودجه ما را قطع نكنيد شما را به تلمود قسم ! مگر شما در پروتكلهايتان صد سال پيش نگفتيد كه آدمهاي خدمتگزار و بي فكر انتخاب مي كنيد ؟‌ بيائيد ديگر من هستم ... مگر نگفتيد كه دنيا را بازي مي دهيم با مطبوعات و پول و تبليغات ؟ اگر كمك ما نبود كه نمي توانستيد ... دقيقا من نفري هستم كه با طيب خاطر به بردگي شما در آمدم ... و تا شما شكم و زير شكم مرا تامين كنيد هستم شش دانگ !‌

اگر موفق شديم ايران و سوريه را هم مي گيريم ، عراق و اردن هم كه مال ماست ... يك خط مستقيم لوله از آبادان به تل آويو برايتان مي كشم تا روزانه در آن شنا كنيد . اصلا زمين مال شماست و اين نفت كه ربطي به ملت ايران ندارد ... اين آخوندها خيلي بدند كه نفت را گران كردند و مفت مفت ندادند ... اينقدر نامرد هستند كه نفت را براي خودشان نگه مي دارند و در شير شنا مي كردند ... شما يادتان كه مي آيد ما روزي شش ميليون بشكه نفت به شما مي داديم ... اينها آنقدر بدند كه روزي دو ميليون مي دهند آنهم به شما كه نمي دهند به ديگران مي فروشند و آنقدر پررو شده اند كه پتروشيمي هم زده اند ... اصلا پتروشيمي هم نمي خواهيم ... آنهم بمب مي گذارم و قرباني نژاد برتر شما مي كنم ... كمي آنطرف تر هم اصلا مرز كه معنا ندارد ... عراق كه مال شما ... شوش دانيال هم كه چند بار گفتيد مي خواهيد مال شما .... اصلا اينها كه هست ... تهران هم مال شما !‌ فقط ما را تامين كنيد .


بهرحال خود دانيد والاحضرتا !
اين درست است كه آنها لحظه لحظه قوي تر مي شوند ،
آنها هنوز ايستاده اند و هشت درصد رشد اقتصادي .. اين درست است كه شما نمي خواهيد دولتي استقلال داشته باشد و همه مطيع شما باشند ... همه اينها درست ... ا اما ما را كه لازم داريد ... ترا بخدا ما را فراموش نكنيد ... شما كسي مي خواهيد كه فارسي حرف زدن بلد باشد ...


رونوشت :
- اعليحضرت بزرگ شارون ( حماسه آفرين صبرا و شتيلا كه جاني در بدني - باقي نگذاشت )
اعليحضرت بزرگ باراك ( حماسه آفرين قانا كه همه "گوئيم" هاي مسلمان را تيرتپر كرد )‌
- اعليحضرت بزرگ شائول موفاز ( كه روزانه با اعمال حماسه آفرينش قلبمان را شاد مي كند )
- اعليحضرت كوچك بوش ( كه جان من فداي قيافه احمقش باد )‌
- كنگره بزرگ آمريكا كه افتخار زير پاي اعليحضرت كاساو بودن را دارند .
- رفيق عظيم شازده رضا كه جانم فداي قدوم خودش و پدرانش باد .
--------------------------------------------------------
* موشه كاساو : رئيس جمهور رژيم اشغالگر قدس

سيد احمد موسوي, ۱:۱٢ ‎ب.ظ
 


چهارشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٢

پاسخی کوتاه به سه نفر از دوستان

 

بنام خدا
سلام خدمت همگي و تشكر از همه دوستاني كه لطف كردند و نكاتي بيان نمودند ...

و اما نكاتي كه بيان فرموديد... :

جناب حميد آقا
با سلام. ما در ايران نياز به دمك اسي داريم. اما دمكراسي با تعريف همه دنيا. يعني هر 4 سال راي گيري مجدد.هر 4 سال بايد نوع حكومت و شخص اول كشور، دوباره با راي گيري انتخواب شود. مشگل ما اين است كه فكر مي كنيم هميشه بايد يك نفر به ما حكومت كند . يك حزب داشته باشيم. يك حزبي باشيم. براي اين هم هميشه يك بار راي مي دهيم ، 20 سال تحمل مي كنيم ، بعدش انقلاب مي كنيم. و اين چرخه ادامه دارد. وقتش نرسيده که به اين چرخه مهر باطل بزنيم و روش دمکراسي به مفهوم واقعي را پيش بکيريم !!!



آنچه شما آن را "دموكراسي به شيوه همه دنيا‌" خوانديد فكر نمي كنم مقبول باشد. در پاسخ مختصر خود نيز عرض كردم ، دموكراسي به آن شيوه ، شخصي همچون بوش را بر كشوري مهم همچون آمريكا حكم مي دهد ... و در سده اخير هم شخصي همچون هيتلر . و آنجا ديگر راي مردم سازگار نيست . دموكراسي به آن شيوه بشدت تحت تاثير سرمايه و به تبع آن تبليغات و جنگهاي رواني است . ما آنچه كه ( مردم سالاري ديني ) ناميده مي شود را بيش از دموكراسي غربي نياز داريم . ما نياز داريم كه معيارهاي انساني و دينيمان در حكومتمان موثر باشند و از ايجاد ناهنجاريهائي همچون بوش و بلر و شارون و هيتلر و جنايتهاي ناشي از آنان جلوگيري شود. در تاريخ فقط يك بار انقلاب اسلامي شده است و نمي توان اينگونه چون شما تاريخ وارد به آن نگاه كرد ، ما در حال تجربه يك حكومت مردمي با معيارهاي دين اسلام هستيم ، و مثال آنچناني در عصر حاضر نمي توان براي اين حكومت زد . بهرحال بنده معتقدم حكومت اسلامي يا همان جمهوري اسلامي براي حكومت بر مردمي مسلمان ارجح و اولي است .

وبلاگ كوير

سالم .گفتيد که اگر مردم به مسايل سياسي کاري نداشته باشند همه سر کار خود باشند مملکت درست مي شود.من مي خواهم سرم به کار خود باشد فقط من تو کف يک چيزم.اينها که ميگن ما دمکراسي داريم سعيد عسکر تروريست را 4 سال مي فرستند زندان(اگه رفته باشد!)بعدش مي ايد و تو روزنامه کار ميکند آنوقت تهران جنوب هم درس مي خواند ولي يک دانشجوي دانشگاه تهران که يک پيراهن خوني دستشه 14.5 سال ميره زندان منتظر جوابتان هستم موفق باشيد د


يادم نمي آيد جمله اول شما را من گفته باشم ... اما آنچه كه مسلم است مردم ضمن هشياري در امور سياسي ... سازندگي و آباداني كشور خود را فراموش نكنند كشور خوبي خواهيم داشت .

اينها كه مي گويند ما دموكراسي داريم. سعيد عسگر تروريست را 4 سال مي فرستند زندان ( اگه رفته باشد!) .
دوست عزيز ... منظور شما چه كساني است ؟ شما به چه استنادي سعيد عسگر را به جمهوري اسلامي منتسب مي دانيد ؟‌ من كه ايشان را نه از نيروهاي اسلامي و نه انقلابي و نه دلسوز مملكت و دين هم نمي دانم .
اين هم يك احتمال : كليك بفرمائيد ... فقط براي خواندن .

من با وجود اينكه همه چيز اين نظام را تائيد نمي كنم ، و به كليت آن اعتقاد دارم ... طبيعيست اشكال هم وارد كنم . اتهام و جرم باطبي بالا گرفتن يك لباس خوني نيست ، بلكه همانطور كه در همه كشورهاي دنيا اتفاق مي افتد و چنين قانوني وجود دارد اولين جرم او ، - اقدام عليه امنيت ملي - است . و باز عرض كردم ، در مورد سعيد عسگر مي بايست مجازات سنگيني در نظر گرفته شود .



وبلاگ عشق عمومي

دوست عزيز! فرض کنيم حق با شما باشد و اصلا ۹۰ درصد مردم موافق ولايت فقيه و جمهوري اسلامي و قانون اساسي فعلي باشند. اما اگر يک روزي در آينده اکثر مردم مخالف اين رژيم شدند و خواستند حکومت‌شان را عوض کنند، آيا اين حق را دارند؟ آيا حکومت حق دارد خودش را به مردم تحميل کند؟ اگر مردم حق تعيين حکومت را دارند، چگونه بايد اين کار را انجام دهند؟ کساني که مخالفت خودشان را ابراز مي‌کنند، با محکوميت روبرو مي‌شوند. کساني هم که تظاهرات مي‌کنند، طرف‌دار خارجيان دانسته مي‌شوند؟ پس مردم چگونه مي‌توانند خواستار تغيير حکومت شوند؟ تمام راه‌ها که بسته‌است. اميدوار ام پاسخ اين سؤال ام را مستدل و منطقي بدهيد.



با وجود اينكه باز هم جمله اول شما را من نگفته ام ،‌ شايد جاي ديگه خوانده باشيد ... :) ....

در صورتيكه خواست مردم بر اساس اسلام و منافعمان باشد هيچ اشكالي ندارد ... حتي اگر بنده بدانم حركتي باعث توسعه ملي و اسلامي مي شود چه كوچك باشد و چه بزرگ ... در آن شريك خواهم شد .
اگر حتي به خوابهاي دشمنان اين انقلاب وقعي بنهيم ، بنده شخصا براي بقاي ( اسلام در سرنوشت ايران ) تلاش خود را مي كنم . من هيچگاه نمي توانم مؤيد يك بيگانه باشم . آن چه كه مد نظر من است ، اين است كه " مردمي كه اسلامي هستند ، حكومتي اسلامي مي خواهند " ، متاسفانه چون شما نگفتيد كه " مردم قرار است چه بخواهند " من بوضوحي بيش از اين نمي توانم پاسخي براي شما بدهم.



با تشكر از همه شما
رستگار باشيد

فعلا خدا نگهدار

سيد احمد موسوي, ٩:۱٦ ‎ب.ظ
 



HOME
ARCHIVE
E-mail

شمارشگر

 

Sign The Petition


شهيدان خدائي - شهرام ناظري



پيوند
pedramp.persianblog.ir


پرشين بلاگ
Persian Blog

---------

اينجا هم مي نويسم :
www.iranclubs.org

باشگاه جوانان ايراني

-------

 

.: HOME .:. ARCHIVE .:. E-MAIL :.

   
.: Desigen by Pedram :.